رسیده ای آیا به آن مقصد دوردست سرد؟؟

حالا حتمن فراموشم کرده ای. می دانم‌.

به سادگی آب خوردن. به سادگی نفس کشیدن. مثل دم گرمی، مرا به درون روزگارت کشیدی و بعد به سادگی رهایم کردی میان دنیای بیرون از بودنت. بودنم در کنار تو به کوتاهی نفسی گذشت و حالا من ، حتی دیگر در هوای اطراف تو هم نیستم.


آنجا که تویی از اینجا که منم ، مگر چقدر دورتر است؟؟؟؟؟

/ 0 نظر / 40 بازدید