عذر خواهی دوستانه بهمراه بوسه به تعداد کافی ...

فکر کنم که اینجا باید از آدمی که در کامنتهای پست قبلی خودش را نااصیل معرفی کرده معذرت بخواهم. فکر نمی‌کردم چیزهایی که اینجا می‌نویسم سر سوزنی برایش جالب باشد و  اصلا وقت بگذارد که بخواندشان...
غیر از این حرفها منکر نمی‌شوم دوست خوب و در خیلی موارد بی نظیر من است. با من فرق دارد و این معنایش خوب بودن من و بد بودن او نیست... فرق دارد و قانون خودش را دارد. قانونش هم همان چیزهایی است که در کامنتش گفته است که با قوانین من از زمین تا آسمان هفتاد و هفتم متفاوت است...
خوب پیش آمده که اخلاق منحصر به فردش گاهکی دلخورم کرده باشد ولی تعداد دفعاتی که به خاطر بودنش خوشحال بوده‌ام خیلی خیلی بیشتر از این حرفها است.

حالا اینجا معذرت می‌خواهم که نوع حرف زدن بی غرضم آزارش داده است. دلم می‌خواهد بداند از گفتنشان قصد خاصی نداشتم. خوب راستش من اخلاقهایش را با قالب شخصیتی خودش دوست هم دارم و لی اینکه اخلاقهایش را در قالب کس دیگری که موضوع پست من بود  ببینم تصویریست که هنوز هم نمی‌توانم خوب هضمش کنم... تصویر جدیدی است که برایم جا نیفتاده است...

 دوست خوبم باز هم می‌گویم که بدانی خیلی ناراحتم که نا خواسته از من رنجیده‌ای. از همین جا رسما می‌گویم که جدا دوستت دارم و ناراحتیت خیلی خیلی بیشتر از آن چیزی که فکرش را می‌کنی ناراحتم کرده است... همچنین می‌خواهم بدانی که منظورم از اصالت به‌هیچ وجه برداشت تو نبوده است مشخصا. و کاملا حق می‌دهم که بخواهی با آن برداشت از من دلخور باشی... امیدوارم این پست برای یک عذرخواهی دوستانه کافی باشد و یادت بماند برای من حضور یک دوست خوب از خیلی چیزها خیلی پر ارزش تر است و می‌دانم که تو لااقل آن آدمی هستی که اگر بتوانی جایی حضوری برای یک کمک دوستانه داشته‌ باشی ذره‌ای تعلل نخواهی کرد. این اخلاق چیزیست که همیشه در موردش گفته‌ام و جدا دلم می‌خواهد که خودم هم مثل تو می‌داشتمش...

                                                                                                          شاد باشی و  همیشه سر بلند

/ 4 نظر / 7 بازدید
باقیمانده های یک زن

سلام مریم عزیز قبل از هرچیز بابت کامنت سرشار از محبتت ممنونم . خیلی شیرینه خوندن کامنتی که بعد از خوندن پست نوشته شده و نویسنده به گذاشتن گل و بوته و دعوت از تو برای بازدید از وبش اکفا نکرده خیلی خوب با من همذات پنداری کردی امیدوارم توی شبهای قدر به تمام اون چیزهایی که میخوای رسیده باشی و حالا از همیشه آرومتر باشی[گل]

كويريات

من نمی دونم واسه پست قبلی هم اومده بودم کامنت ندادم آخه فکر کردم موضوع یه کم خصوصی شده! از این ها که اگه کامنت بدم ممکنه تو دلتون فکر کنید تو چه می دونی از حال من! الآن م باز نمی دونم باید چیزی بگم یانه! ولی یه دعامی کنم خدا خودش دوست های خوب رو واسه هم نگه داره و اگه آدم تو شناختش اشتباه کرده خود خدا به آدم یه جوری نشون بده چون هرچی دیرتر بشه ضربه بزرگتری هر دو طرف می خورند!

آلیس

اولاً به نویسنده‌ای این بلاگ شدیداً تبریک می‌گم! به خاطر جرأتی که در ثبت نظراتش (که شاید گاهی اوقات از بعضی جهات اشتباه به نظر بیاید) و دیگر به خاطر جرأتی که در ثبت اعترافاتش دارد. دوماً زمانی فکر می‌کردم که متد فکر کردن من متد برتر و درست و خفن است که مو لای درزش نمی‌رود! اما کمی که بزرگتر شدم دیدم هیچ وقت اینگونه نیست. با آدم‌هایی مواجه شدم که جورهای دیگری فکر و زندگی می‌کردند و من گاهی اوقات دوست داشتم می‌توانستم مانند آنها فکر کنم. در حقیقت انگار این بهترین بودنِ طرز فکر یک معیار نسبی است. زمانی از دیدن این آدم‌ها ترس وجودم را می‌گرفت، اما حالا از پیدا کردن چنین آدم‌هایی لذت می‌برم! و گاهی اوقات فکر می‌کنم اگر خدا روش فکر کردنش با من فرق داشته باشد چه! و در آن لحظه احساس آزادی و سبکی می‌کنم!

آدم نا اصیل

من ناراحت نشده بودم. فقط شفاف سازی بود. ولی به هر حال ممنون [لبخند][شوخی]