/ 6 نظر / 17 بازدید
بهنامترین

این قطار ابدی به سوی نا کجا که تهش و تهش تنها تونل سیاهیست که مرا یاد مرگ می اندازد. نه نکش این ترمز ها را . بگذار برویم به تهش . شاید شروعی نباشد. سلام

حامی

سلام مگه میشه مگه میشه مگه میشه کاش میشد اروم شد کاش میشد گریه نکرد کاش میشد افسوس و چه تلخه نبودن عزیزی وچه سخته حس نکردن بوی تنش و چه سخته نداشتن نگاهش چه سخته نتونی دیگه لمسش کنی و اون نتونه تو رو لمست کنه حتی به درد ناکی بر خورد دستش به صورتت برای سیلی و چه حیف که میگذره چه کند یا تند ولی هست توی تو همراه تو این خاطره و تو می سوزی چه بفهمی چه نفهمی

علی

...

مریم

سلام.دل نوشته هات آرومم میکنه.خوشحال میشم بهم سر بزنی. همیشه سبز سبز باشی.[گل]

احسان

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد.