/ 4 نظر / 6 بازدید
نوستالژیست

از لیست وبلاگهای تازه به روز شده به اینجا روانه شدم فقط همین پست شما رو خواندم . نمیدونم چی بگم و نباید هم حرفی بزنم . نه دلداری نه ختم به امیدواری میکنم و نه چیزی . بهانه ی نوشتنت کفایت میکنه . فعلا همین

علی

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند که با این درد اگر دربند درمانند درمانند "خیلی خیلی خوشحال شدم"

م

فقط میتونم بگم خیلی زیبا مینویسی