/ 3 نظر / 5 بازدید
شیرین و فرهاد

نمي دانم كه ابراز عشق غيرازانكه دوستش داري،وفادارباشي وصادق چگونه است...اما مي دانم كه من عاشق ترينم... نمي دانم چگونه بايد به انكه دوستش داري بماني،بماني ومجنون هم بماني،مجنون ترازيه عاشق ديوانه... ولي مي دانم كه من مجنون ترينم... نمي دانم قلبي كه عاشق است چگونه بايد اثبات كند كه عاشق است...ويا دلي كه در گرو دلي ديگر است،چگونه بايد ازان مهمان نوازي كند... اما مي دانم كه من خوشبخت ترينم.... نمي دانم ايا مي داني بعدازتو من شكسته ترينم... اري بدان كه بعدازتومن بدبخت ترينم... نمي دانم چگونه بايد باتو باشم.چگونه بايد راز دلت را بيابم،چگونه بايد لحظه هاي عاشقي را سپري كنم... اما بدان كه من داناترينم... نمي دانم كه ايا مي داني بعدازسفركردنت همه ي لحظه هاي زندگي من سرد وبي حوصله مي شود... اري بدان كه من دران زمان تنهاترينم....! دل نوشته ات واقعا زیبا بود موفق باشی[گل]

شیرین و فرهاد

ممنونم که به وبلاگم سر زدید و مهمان من شدید موفق باشید[گل]

علی

...