دیدار

چشمهایم را که باز می‌کنم تو اولین تصویری هستی که روی پرده‌ی ذهنم می‌نشیند. نمی‌دانم چرا ؟ اما دلم غمگین می‌شود و تنگ. چشمهایم را می‌بندم. تمام سعی خودم را می‌کنم که بخوابم. دوباره بخوابم و فراموش کنم. نمی‌شود اما. خواب رفته است و تو آمده‌ای. آمده‌ای و نشسته‌ای وسط صحن ذهنم و نمی‌توانم ندیده‌ات بگیرم.

.

جلوی آینه ایستاده‌ام و خط چشم مِی‌کشم. گوشم اما به زنگ تلفن است که تو زنگ بزنی و بگویی برای با هم بودن امروزمان فرصت داری. تلفن چند بار زنگ می‌زند و هیچ کدام تو نیستی. ذهنم برای شنیدن زنگ تلفنی که تو بزنی بی‌قرار است. از بی‌قراری ذهنم جا خورده‌ام. اما هست و نمی‌توانم انکارش کنم...

.

 توی ایستگاه مترو ترا می‌بینم که به سمت من می‌آیی. داری لبخند می‌زنی و لبخندت حالم را بهتر می‌کند. از دور که می‌آیی به خیالم می‌رسد، لبخندت مثل باز کردن کاغذ هدیه‌ای است که از یک دوست رسیده است. ساده است و دلنشین... بی اختیار لبخند می‌زنم...

.

نشسته‌ای همین نزدیک. درست آنور میز. ناگهان به ذهنم می‌رسد دیدن تصویر تو که سرت را روی کتاب خم کرده‌ای تنها یک تصویر است. روشن است و واضح اما فقط یک تصویر است.... دستم را دراز می‌کنم و آرام دستت را لمس می‌کنم. دلم می‌خواهد خاطره‌ام چیزی بیش از تصویر و یا حتی صدا داشته باشد. دستم را روی دستت می‌گذارم و حرفی نمی‌زنم... لمس دستت حس خوبی دارد با خودم فکر می‌کنم شاید این همان چیزی باشد که یک دوستی، یک بودن، یک دیدار ساده را شیرین می‌کند... حالا تو هستی و من و سکوت و دستها... همین بس است. حالا خاطره‌ام ماندنی تر شده است. می‌دانم....

 

/ 6 نظر / 23 بازدید
احسان

خوشحالم [گل]

رفت . . . , آمدی می شناسمت ؟ . از بوی این نگاه گرمی این دستها . نه , غریبه بودی اما حالا انگار پر کرده ای جای تمام نقطه چینهایم را . جای خالی کسی که دیگر نیست . رفته است . از یادم , خاطراتم بی بغض و بهانه ای

فرزام

تصویر ایستگاههای متروی هفت تیر و سرسبز دوید تو سرم یهو

حامی

سلام دوست ندارم مثله همه از خدا بخوام که توي زندگي هيچ غمي نباشه، چرا که شاديها در کنار غمهاست که معنا پيدا ميکنه و زيبا ميشه. تنها از خدا ميخوام قدرتِ درکِ حضورش رو توي لحظه هاي زندگي به همه ي مخلوقاتش عطا کنه، که اون وقته که هيچ مشکلي توان شکستن ما رو نداره. سال نو با ديدِ نو به زندگي و فرصتي دوباره براي بهتر زيستن بر شما و خانواده تان خجسته باد.

فرزام

کجایی مریم بانو؟ سال نوت مبارک